نوروفیدبک چگونه کار میکند؟

نوروفیدبک چگونه کار میکند؟

در پاسخ به اینکه نوروفیدبک چجوری کار میکند دکتر#فاطمه_جوانمردی میگوید:

همه ما می دانیم که مسئول انجام تمام کارهایی که انجام می دهیم و همچنین تمام احساساتی است که در خود حس می کنیم، فعالیت های مغز ما است. در حالیکه مغز اکثر افراد دارای عملکرد طبیعی می باشد، هنوز افرادی هستند که عدم تعادل فعالیت های مغزی آنان باعث بروز مشکلات و یا بحران های مزمن در آنان می شود. اینجاست که روش درمانی نوروفیدبک می تواند به شما کمک کند. همراه با افق سلامت بررسی خواهیم کرد که نوروفیدبک چیست، هزینه نوروفیدبک چه قدر است و اساسا نوروفیدبک چه کاربردهایی دارد؟
نوروفیدبک در واقع راهی برای آموزش فعالیت های مغز است. در این روش، مغز توسط فعالیت های خود، به طور غیرمستقیم می آموزد که چگونه عملکرد بهتری داشته باشد. به بیانی دیگر، فعالیت های مغز در هر لحظه به وسیله سنسورهای اندازه گیری سنجیده می شود و سعی می شود تا فعالیت های مغز به الگوهای مناسب تری تغییر کند.
برای آنکه بهتر بفهمیم نوروفیدبک چیست، باید ابتدا درباره امواج مغزی کمی بیشتر بدانیم. امواج مغزی، پالس های الکتریکی هستند که سلول های مغزی شما به وسیله آن با یکدیگر ارتباط برقرار می کنند. امواج مغزی چیزهای زیادی درباره نحوه احساس و عملکرد شما می گویند. عادات شما، فکرهای مختلفی که در طول روز از ذهن شما می گذرد، میزان استرس، خلق و خوی متدوال شما و به طورکلی تمامی عملکردهای مغز، توسط امواج مغزی قابل شناسایی است. سنسورهایی که در این روش، روی پوست سر شما قرار می گیرند قادر به شناسایی امواج مغزی هستند. فعالیت های مغز توسط این سنسورها اندازه گیری می‌ شود و برای تجزیه و تحلیل بیشتر به نرم افزار خاصی که برای این منظور تعبیه شده است فرستاده می شود. در نتیجه با رصد این نتایج، درمانگر و شخص می توانند بفهمند که کدام فعالیت مغزی منجر به بروز چه علائمی می شود.

نوروفیدبک یا Neurofeedbacck یک روش غیر تهاجمی است که به کمک ابزارهای الکترونیکی ابتدا امواج مغزی بیمار را در قالب نوارمغزی اندازه‌گیری می‌کند، سپس فیدبک یا بازخوردی در مورد نحوه عملکرد مغز به بیمار ارائه می‌دهد. نوروفیدبک در نهایت می‌تواند نحوه پاسخ مغز به محرک‌های خاص را تغییر دهد. هدف آن کمک به بیماران برای کنترل داوطلبانه برخی از عملکردهای غیر ارادی مغز از طریق شرطی‌سازی است.
طی یک جلسه نوروفیدبک، ما آنچه را که مغز شما واقعا انجام می دهد با آنچه که شما نهایتا دوست دارید انجام دهید، مقایسه می کنیم. وقتی که مغز شما به وضعیت راحت تر نزدیک می شود، شما با پاسخ مثبتی که از صفحه رایانه دریافت می کنید، پاداش می گیرید. معمولا این “بازخورد عصبی” به فرم یک بازی ویدئویی، موسیقی یا فیلم است.
وقتی که فعالیت مغز شما به یک ناحیه موثرتر نزدیک می شود، یا از آن دور می شود، صداها و تصاویر فورا بازخورد آن را به شما می دهند. مثلا در هنگام تماشای فیلم، اگر مغز شما دارد به وضعیت خواسته شده نزدیک می شود فیلم نمایش داده می شود، ولی وقتی که مغز دارد در جهت اشتباه حرکت می کند، فیلم قطع می شود.
یک الکتروانسفالوگرام EEG از الکترود ها و سنسورهایی استفاده می کند که برای اندازه گیری فعالیت مغزی بر روی پوست سر قرار می گیرند.این الکترود ها و سنسور ها الگو های الکتریکی در سطح پوست سر را دنبال می کنند. این اندازه گیری ها نشان دهنده فعالیت های کورتکس مغز فرد یا امواج مغزی او هستند.
برای انجام این روش درمانی از حسگرهایی که الکترود نامیده می‌شوند، استفاده می‌کنند. این الکترودها روی پوست سر بیمار قرار گرفته و فعالیت الکتریکی مغز فرد را به صورت امواج مغزی ثبت می‌کنند.
امواج ثبت شده در اغلب موارد به صورت یک بازی کامپیوتری و یا فیلم شبیه سازی شده در دسترس بیمار است. برای شروع ابتدا به بررسی حالات بیمار می پردازند، سپس بیمار روی صندلی نشسته و به تشخیص درمانگر، الکترودهای موجود را بر روی سر بیمار قرار می‌دهند.بیمار ضمن حفظ خون سردی خود به صفحه مانیتور نگاه می‌کند. در این حالت هدایت، کنترل و پخش فیلم و یا بازی کامپیوتری تنها توسط امواج مغزی شخص صورت گرفته و نباید از دستان کمکی حاصل شود.
نوروفیدبک به فرد آموزش می‌دهد که چگونه فعالیت هوشیار و ناهوشیار سطح مغز را کنترل کند. برای مثال، در رانندگی ابتدا یک‌سری قوانین و آموزش‌های اولیه به شما داده می‌شود، در ابتدا شما با تمام حواس و تمرکز، روی تغییر دنده، آیینه‌ها، ترمز، کلاج و… رانندگی می‌کنید. پس از مدتی با آموزش‌هایی که یاد گرفتید، به صورت خودکار، رانندگی کرده و در واقع به مهارت رانندگی می‌رسید. مهارت‌هایی که در نوروفیدبک آموزش داده می‌شود، برای خود تنظیمی مغز جهت برطرف کردن اختلالاتی بوده که با آن درگیر است. در نتیجه مغز پس از مدتی به طور خودکار و از طریق یادگیری ناهشیار می‌آموزد که سیگنال فیدبک را چگونه کنترل کند.
در بحث روانشناسی، با تمرین و تمرکز می‌توان فرایندهای مغز را تحریک یا کنترل کرد. با ارتباطی که نورون‌های مغزی طی آموزش با هم برقرار می‌کنند، عملکرد مغز در مناطقی خاص، بهبود پیدا می‌کند. برای مثال، در موردی که هدف درمان، کنترل یا افزایش موج آلفا است، زمانی که بتوانید وضعیت موج آلفا را حفظ کنید، ارتباطی بین موج آلفا و جریان مغزی به وجود می‌آید که مغز، اکسیژن بیشتری جذب می‌کند. با این اتفاق، نورون‌های آسیب دیده مغزی، می‌توانند هدایت سیگنال‌های الکتریکی خودشان را بهبود دهند یا بازتولید داشته باشند. در اصل، نوروفیدبک با کنترل امواج مغزی، آگاهی شما را از جریانی که مغز بطور ناخودآگاه  پروسس می‌کند، بالا برده و کمک می‌کند به طور ارادی، آن‌ها را کنترل کنید.

تاریخچه نوروفیدبک:

تولد و شروع به کار نوروفیدبک به سال ۱۹۵۸ بر می‌گردد، جویی کامیا، روانشناس، استاد دانشگاه شیکاگو برای اولین بار توانست به فردی آموزش بدهد تا امواج مغزی خود را کنترل نماید. کامیا در آزمایش خود، یک الکترود در پشت سر در نیمکره چپ نصب کرد و از آزمودنی خواست تا حدس بزند که چه زمانی باند فرکانسی الفا در مغز وی غالب است. کامیا در زمانی که آزمودنی درست یا اشتباه حدس می‌زد به وی اطلاع می‌داد. در روز دوم، آزمودنی در ۶۵ درصد از موارد و در روز چهارم در ۱۰۰ درصد موارد توانست حضور باند فرکانسی الفا را درست تشخیص بدهد. در آزمایش دومی که توسط کامیا صورت گرفت از آزمودنی خواست در زمانی که وی می‌خواهد، از ورود به حالت آلفا جلوگیری کند یا وارد این مرحله شود. نتایج آزمایش او نشان داد که مردم قادر هستند امواج مغزی خود را کنترل کنند و در مسیری که علاقمند هستند آن را هدایت نمایند.
در سال ۱۹۶۵ باری استرمن روانشناس و محقق خواب شروع به پژوهشی بر روی امواج مغزی در گربه‌ها کرد. استرمن به ۳۰ گربه آموزش داد تا برای دریافت غذا اهرمی را فشار بدهند. در مرحله بعدی از آزمایش، وی یک صدا را اضافه کرد. گربه‌ها باید منتظر می‌ماندند تا صدا متوقف شود و بعد اهرم را فشار دهند. بعد از اضافه کردن این متغیر، گربه‌ها وارد یک حالت منحصر به فرد شدند. در این مرحله، آن‌ها تا پایان متوقف شدن صدا بی‌نهایت هشیار و گوش به زنگ بودند، درست مانند زمانی که در طبیعت می‌خواهند شکار کنند. در این حالت، باند فرکانسی بتا پایین یا ریتم حسی حرکتی در مغز گربه‌ها فعال بود. در طی ۱۲ ماه، استرمن و همکارانش توانستند به گربه‌ها آموزش بدهند تا این باند فرکانسی را افزایش یا کاهش دهند.[۲]
توانمندترین افراد در زمینه کنترل بدن، ‌یوگیها و ‌مرتاض های هندی هستند. حتماً تا کنون داستان‌هایی زیادی در رابطه با قدرت آن‌ها در مورد کنترل علائم حیاتی بدن خود شنیده‌اید. در سال ۱۹۶۹ المر و آلیس گرین با استفاده از بیوفیدبک، به مطالعه یک یوگی شرقی پرداختند. آن‌ها دریافتند، برخلاف آنچه که تا کنون پنداشته می‌شد یک فرایند کاملاً غیرارادی مانند امواج مغزی، ضربان قلب، درجه حرارت بدن را می‌توان کنترل کرد و کاهش یا افزایش داد. سوامی راما، یوگی بود که در این مطالعه شرکت کرده بود وقتی که او ذهنش را آرام می‌کرد باند فرکانسی تتا افزایش پیدا می‌کرد. او گفت: زمانی که من بر روی چیزی تمرکز نمی‌کنم آلفا افزایش می‌یابد. نوروفیدبک از ۱۹۸۰ تا کنون سیر تکاملی خود را داشته‌است و در حال حاضر نوروفیدبک در کلینیک‌ها توسط روانشناسان، نورولوژیست‌ها و روانپزشکان استفاده می‌شود.
به موازات کارهای کامیا، دکتر استرمن آزمایشی را ترتیب داد تا ببیند آیا گربه ها می توانند موج حسی حرکتی (SMR)  مغز خود را افزایش دهند یا خیر. هر بار که آنها درست عمل می کردند، توسط یک ماشین ساده به عنوان پاداش به آنها غذا داده می شد و گربه ها به سرعت یاد می گرفتند که امواج مغزی خود را کنترل کنند.چند سال بعد استرمن در حال انجام آزمایشی برای ناسا بود و دوباره از گربه های آزمایشگاهش استفاده کرد. این بار، او اثرات قرار گرفتن در معرض سوخت سفینه فضایی را امتحان می کرد. در بیشتر گربه ها، با افزایش سطح دود سمی، یک پیشرفت خطی در ناپایداری مغز ایجاد می شد. آنها در ابتدا دچار خواب آلودگی، سپس سردرد و متعاقب آن توهم، و تشنج می شدند و سرانجام می مردند.با این حال، به نظر می رسید که برخی از گربه ها در مقابل این گازهای سمی مصون هستند. استرمن متوجه شد که گربه های دارای مصونیت همان گربه هایی  هستند که او در آزمایش تمرین امواج SMR مغز در دو سال قبل از آنها استفاده کرده بود. آموزش  SMR  به آن گربه ها مغز فوق پایدار داده بود. استرمن پس از آن شروع به آموزش  امواج SMR  در افراد مبتلا به صرع نمود. در 60٪ از این افراد سطح تشنج به میزان 20 تا 100٪ کاهش یافت و نتایج ماندگار بود.به عنوان یک نتیجه، ناسا به فضا نوردان عازم کره ماه، برای کنترل ریتم SMR مغزشان آموزش داد. بعد از گذشت پنجاه سال، هنوز هم نوروفیدبک بخشی از برنامه آموزش فضانوردان است.در اواسط دهه 1970، نوروفیدبک توجه مراقبه گران (meditators) را به عنوان یک کمک کننده در پیشرفت معنوی جلب کرد و نوروفیدبک به این ترتیب، در سرزمینی بی کس، بین علم و دین، سرگردان شد. کنفرانس هایی در این زمینه با حضور دو فرد نارنجی پوش در روپوش سفید آزمایشگاهی برگزار می شد و به زودی نوروفیدبک به عنوان یک مراقبه یا ابزار معنوی شهرت مشکوکی به دست آورد، و با در نظر گرفتن تعصبات شدید آن زمان، امکان استفاده از آن به عنوان یک ابزار علمی از محققانی که ذهنیت علمی داشتند گرفته شد.

برای تعیین وقت مشاوره در #بهترین_مرکزنوروفیدبک_تهران زیر نظر #بهترین_روانشناس_تهران خانم دکتر#فاطمه_جوانمردی با شماره 09120741520 در تماس بگیرید.

Tags: , , , , , , , , , ,

Related Posts

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Fill out this field
Fill out this field
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
You need to agree with the terms to proceed

فهرست