باید پذیرفت که مشکلات، جزء جداییناپذیر زندگی بشر است. برخی معتقدند، مشکلاتی که در زندگی برایشان به وجود میآید، باید خودشان بهتنهایی سر و سامان دهند، در حالی که این دیدگاه نادرست است؛ زیرا در دورهای که فراوانی اندیشهها و تنوّع سلیقهها وجود دارد، بسیار دور از ذهن است که خود انسان بتواند بهتنهایی از پس آنها بر بیاید. ما در جهانی زندگی میکنیم که همه روزه به دنبال تغییر و تحوّل است.
از گذشته تا به الان اگر با دقت نگاه نکنیم در برهه ای از زمان و تاریخ همیشه جنگ بوده بیماری بوده مشکلات اقتصادی و نابسامانی هم بوده….
پس مشکلات و سختی ها جزءی از زندگی ولی با وجود همه ی اینا همیشه وجود ادما در کنار هم،بخشی از سختی مشکلات و تسکین داده.همراهی ادما همدلی ادما خیلی میتونه مارو ارومتر کنه
انسان نمیتواند به تنهایی و بدون کمک گرفتن از دیگران، برنامهریزی دقیق داشته باشد و زندگی خود را پیش ببرید. انسان تنها موجودی است که با همنوعان خود به تبادل نظر میپردازد و برای شناخت و حلّ مشکلات خودش با آنان مشورت میکند. راهنمایی و مشورت در طولِ زندگی آدمیان مطرح بوده است. با توسعة علوم انسانی و رشد علوم رفتاری در جامعه، به علوم روانشناسی و روانپزشکی توجه ویژهای شد. امروزه راهنمایی و مشاوره به صورت حرفهای برای کمک به افراد جامعه مطرح میشود
چرا اغلبِ مردم، به مشاوران متخصص مراجعه نمیکنند؟
در کشور ما، اغلب مردم ترجیح میدهند مشکلاتشان را خودشان حل کنند تا اینکه با مشاوری در میان بگذارند. واقعاً چرا اغلب مردم تمایلی به استفاده از مشاوران روانشناسی و روانپزشکان ندارند.
این موضوع علتهای فراوانی دارد که آنها را میتوان به سه قسمت تقسیم نمود:
۱- ناآگاهی برخی از مشاورین نسبت به حرفة خود و نداشتن شرحِ وظایف درست برای یک مشاور مجرب.
۲- ناآگاهی و نداشتن باور مراجعهکننده برای مشورت و مشاورة خود.
۳- تصورات خرافی برخی مردم از رفتن نزد مشاور یا روانپزشک.
همیشه باورهای عمیق یک مراجعهکننده، راهِ درمان مشکلات او را به شدت هموار میسازد؛ بنابراین بهتر است قبل از آنکه روشِ درمانی خود را آغاز کنیم، باورهای او را نسبت به خودمان بیشتر و مطلوبتر کنیم. سپس در ادامة جلسات هفتگی، میتوانید روشهای خود را نیز برای حلِ مشکل او بهکار ببندید. وقتی مراجعهکنندهای با باورِ عمیق نسبت به یک مشاور، به او مراجعه میکند، بهبودی بسیار سریع و شگفتآور اتفاق میافتد؛ بنابراین نباید مردم را مقصر بدانیم، آنها مشاوری را میخواهند که بتوانند او را درک کنند یا باورش داشته باشند.
اهداف راهنمايي و مشاوره:
راهنمايي داراي دو هدف عمده است: يکي هدف آني و نزديک و ديگري هدف غایی و نهایی . هدف نزدیک راهنمایی یاری کردن فرداست درحل مسایل زندگی و رفع مشکلات مالی و خانوادگي، انتخاب رشته تحصيلي، شغل و غيره. در همه اين موارد، راهنمايي با توجه به اوضاع و احوال مدرسه، جامعه، خصوصيات و کيفيات فرد به کمک و ياري شخص ميپردازد . در واقع، در اين مرحله، راهنمايي پيشگيري و علاج واقعه قبل از وقوع است؛ زيرا با شناخت فرد و آشنا ساختن او به فرصت هاي مناسب و موقعيتها، موارد موفقيت يا عدم موفقيت را برايش روشن مي سازد و مانع ميشود که مساعي وقت، سرمايه مادي و معنوي خود را در راهي ناشناخته صرف کند .
من و تو در هر مرحله از زندگیمون به یه ادمی نیاز داریم که کنارمون باشه مارو همراهی کنه….من کنارتم،من کسی ام که در همه ی مراحل زندگیت میتونی روش حساب کنی…من بدون اینکهقضاوتت کنم سرزنشت کنم حرفای تورو میشنوم و کاری میکنم که حال دلت خوب خوب بشه